تبلیغات
دیار یار - سفرنامه (3) - صبح سفر به دیار یار
مسجد الحرامبسم الله الرحمن الرحیم    - وصفی از سفر به دیار یارمسجد النبی (ص)

شهادت امام صادق (ع) بر همه شما دوستداران و شیفتگان آن حضرت تسلیت عرض می کنم.
در پایین قسمت سوم سفرنامه را می خوانید:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه 6 مرداد (1387) رسید.
شب قبلش با خانواده خداحافظی کردم و از گنبد کاووس به سمت ساری (شهر پروازی) حرکت کردم. به دعوت دوستم محمد رضا، شب خانه آنها مهمان بودم.
خانواده مهمان نوازی داشتند. شب با محمد رضا درباره قرعه کشی، کتاب های عمره دانشجویی که می گفت غالبش را خوانده و البته من یکی هم نخوانده بودم و البته همین باعث می شد طول سفر در مواقع بیکاری آن کتاب ها را بخوانم و هر چیزی که فکر کنید شب قبل از سفر با یک همسفر خوب می شه صحبت کرد...
تا یادم نرفته اینو بگم دوستم محمد رضا، در یکی از روستاهای بزرگ (البته بیشتر شبیه شهر بود!) کنار ساری زندگی می کنند و از همینجا برای شربت هایشان که شب به جای آب در کلمن می گذاشتن دلم آب می رود!
صبح زود بعد از نماز صبحونه ی خوشمزه ای نوش جان کردیم.
بعد از خداحافظی حدودای ساعت 6/5 صبح به سمت فرودگاه ساری حرکت کردیم. مسافت زیادی نبود و در کمتر از 10 دقیقه اونجا رسیدیم.
بعد از اینکه دوستم آخرین خداحافظی ها را با خانواده اش انجام داد با یک اتوبوس که از اعضای کاروان ما نبودند ولی مقصدشان به سرزمین دیاریار بود وارد فرودگاه شدیم.
بعد از چند بار صف ایستادن و گذراندن کیف هایمان از گیت وارد سالن های فرودگاه شدیم.
بعد کلی انتظار چون به ما گفته بودن ساعت 10:55 صبح پرواز داریم و به اصرار مدیر کاروان، 4 ساعت قبل اونجا بودیم و الان هم ساعت 7 صبح بود!
صدا مون زدن و ما کیف هامون رو برای قسمت بار تحویل دادیم.
متاسفانه هرچند دانشگاه ما اونطور که خاطرم هست بیشتر از 50 پسر سهمیه داشت ولی کمتر از 5 نفر رو تو کاروانمون دیدم!
با محمدرضا و احمد (حقوق84) و دوست دیگم قاسم (فیزیک ۸۵) با هم گپ می زدیم که حاج آقا ما رو صدا زد و پاسپورت و کارتهامون رو به ما می داد.
دیگه الان ساعتای 10صبح رسیده بود.
اعلام کردن بچه ها به صف بشن و پاسپورت هاشون رو نشون بدن تا مهر و از این چیزایی که خودشون می دونن روش انجام بدن!
بعد از اینکه آخرین بار ما رو بازدید کردن و اطمینان پیدا کردند قصد خطرآفرینی نداریم و همچون کبریت بی خطر می باشیم، وارد سالن آخر شدیم.
یک ربع بعد هواپیما اومد.
بچه ها همه هیجانی شده بودند و دوربین ها رو در آورده بودند و اولین عکس های سفر به دیار یار رو از هُمایشان می گرفتند...
ادامه دارد

سالن انتظار فرودگاه     فرودگاه بین المللی ساری     هُما
سالن انتظار فرودگاه                          فرودگاه ساری                          هُمای دیار یار            

+ نوشته شده توسط علیرضا حسین نژاد در تاریخ شنبه 4 آبان 1387 و ساعت 05:49 ب.ظ
با موضوع
، سفرنامه


آخرین مطالب

لیست آخرین مطالب

Copyright © 1387-92 DiarYar.ir. All rights reserved. Powered by Mihanblog.com
حقوق این سایت محفوظ است و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
Creator & Designer
Alireza Hosseinnejad Yahoo! ID   Alireza_Hosseinnejad